
درون چشم علی انتظار پیدا بود
به روی ناصیه اش افتخار پیدا بود
ز گیسوان بلندش بهار پیدا بود
به روی شانه ی او دست یار پیدا بود
علی امام من است و منم گدای علی
هزار جان کم ارزش بود فدای علی
خدا مرا برساند به خاک پای علی
عنایتی بنماید مرا شفای علی
من ارچه کوفه نبودم ولی کنون هستم
مپرس، از من مجنون چرا و چون هستم
اگرکه خصم کشاند به خاک و خون خون هستم
به پای رهبر خود تا سر جنون هستم
زهرا (س)...ما را در سایت زهرا (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82